![]() |
![]() |
|
| به میکده رفتم همچو خرابات در آنجا هم چیزی نبود |
|
سهروردی یک داستان داره که با نام در حقیقت عشق برداشتی عرفانی از داستان یوسف و زلیخا بحث حسن و عشق و حزن الان نمی خوام داستانو بگم ولی هرکجا حسن و زیبایی باشه عشق هم همونجاست و هر جا عشق باشه حرن و اندوه هم همونجاست این دوتا با هم برادرند و از هم جدا ناپذیر و در صورتی که از هم جدا بشن دوباره به هم می رسند یک نوع کشش مغناطیسی برای همین عاشقایی مثل حافظ شیرازی دعا می کنند خدایا بر غم عشقم بیفزا غم انسان سازه چون عشق انسان سازه نرسیدن در عشق بهتر از رسیدنه چون چیز هایی می فهمی که با رسیدن نمی فهمیدی پخته می شی می سوزی و هیچی ازت باقی نمی مونه فقط عشق باقی می مونه معنی عشقو که می دونی ؟از گیاهی به نام عشقه که اول شاخه های خودشو در زمین محکم می کنه و بعد به دور درخت می پیچه و اونو خشک می کنه اون از درخت تغذیه می کنه تا جایی که خشک خشک بشه و هیچ نمی در وجودش باقی نمونه این درخت وجود عاشقه و اون نم نم منیت و انانیته این مطالبو سهروردی در مجموعه آثار خودش آورده که به تصحیح هانری کربن و سیدحسین نصر چاپ شده اما من دارم تجربش می کنم حرف زیاده اما خیر الکلام ما قل و دل
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 9:37 توسط ماهی در آسمان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک گذشته ها |
| در باره میکده |
|
عشق فلسفه هنر ایده ای برای زیستن بهانه ای برای ماندن
تولد زمستان1361 وفات بهار 1401 |
| یادگار های دیروز |
|
دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 |
| یاران |
|
انگشتان جوهري آغاز یک پرواز پرنده آبی |
|
RSS
|